+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 16:29  توسط عاشق
|
سلام به همه دوستای خوبم.خوبین؟من که اصلا خوب نیستم.چند روز قبل داشتم همین جوری تو اینترنت می گشتم که دیدم یه نفر یکی از شعرای منو با اسم خودش گذاشته تو وبش.راستشو بگم خیلی ناراحت شدم.من این شعر ها رو برای .....گفتم.توی نظرات به این دوست عزیز گفتم که اگر می خواد از این شعرا استفاده کنه لطفا با اسم خودم باشه.امیدوارم که دیگه یه همچین چیزی نبینم.چند روز دیگه با یه اپ خوب(یکی از شعرای جدیدم) بر می گردم.

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387ساعت 7:9  توسط عاشق
|
بی تو بودن کار من نیست تا دلت نرفته برگرد 
ما که راهمون یکی بود چرا جاده مارو گم کرد 
بغض تو با گریه ی من با شکستن وا نمی شد 
تا تو دستامو نگیری گم شدم پیدا نمی شد 
جاده ها رو با خیالم رج زدم پای پیاده 
فکر تنها بودن ما واسه هر دو مون زیاده 
خودم و پشت سر تو توی این جاده کشیدم 
رد تو نمی گرفتم به خودم نمی رسیدم
تو کنار من یه کوهی من کنار تو یه دریا
ما رو با هم ارزو کن با تو من تمام دنیام
م.فره
سلام.امروز داشتم فکر میکردم برای آپ جدیدم کدوم یکی از شعرام رو بزارم.یهو با خودم گفتم بزار برای دوستام از خودم بگم.
اسمم رو که همتون میدونید.ماجرای من خیلی طو لانیه.خیلیا از من می پرسن چرا از هم جدا شدین؟تنها می تونم بگم بد شانسی....
چند روز قبل دیدمش البته اتفاقی.داشتم از جلوی اموزشگاهی که درس میداد(اخه گیتار درس میده)رد می شدم.البته ما دیگه اون محله نیستیم واسه همین انقدر خوشحالم.مثل همیشه همون بلوز مشکی تنش بود.مثل همیشه همه رو وادار میکرد بهش نگاه کنن و تحسینش کنن.منو ندید.ولی من یه دل سیر نگاش کردم.بعد۵.۶ ماه این اولین بار بود که میدیدمش.دلم میخواست بهش زنگ بزنم.ولی یادم افتاد که بهش قول داده بودم دیگه هیچ وقت همدیگرو نمی بینیم. نمیدونم هنوزم منو یادشه یا نه؟ولی........
اسمش یادآور یه اسطوره بود مثل خودش که اومد و برای من اسطوره شد.مثل آرش کمانگیر.....
+ نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 4:4  توسط عاشق
|
یه عکس ازت داشتم که همه چیزم بود.روز رفتنت گفتی بهت پسش بدم تا همه چیز فراموش بشه.حالا هر شب به قاب خالی خیره میشم....
قاب خالیه رو دیوار دوباره عکس تو رو بهونه داره
برای خوندن از تو دل ترانه کم میاره
تو مثه یک نت تازه توی دفتر نگامی
تو مثه اوج یه فریاد تو صدای بی صدامی
عاقبت کسی نفهمید درد این شکسته قایق
درد غمهای گل سرخ یا که کمبود شقایق
هیچ کسی آخر نفهمید که غمهای ما چی بوده
یا برای چی دل من از غم دنیا سروده
وقت اعدام گل سرخ وقت اعدام صدا شد
وقت بی وقتیه فریاد توی صحن جاده ها شد
باز ترانه هاتو تو سر کن ای دل همیشه عاشق
باز بخون شاید تموم شه نبض بی رنگ دقایق
باز بخون شاید دوباره چشم من رنگی بگیره
توی این نگاه خسته رنگ عاشقی بشینه
سازتو دوباره بردار تو صدای عاشقایی
مثه بارون مثه دریا پر حرف و بی صدایی
سر بده صدای عشقو توی قلبهای شکسته
باز بخون یار قدیمی که صدات به دل نشسته
+ نوشته شده در سه شنبه پنجم شهریور 1387ساعت 2:42  توسط عاشق
|
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم مرداد 1387ساعت 6:50  توسط عاشق
|
به یاد روزی که رفتی و چشمای من بارون و خجالت داد......
باز داره بارون میزنه رو غربت چشمای من
می باره تا تازه کنه غصه تنهایی من
غربت دستای منو هزارتا قطره هم کمه
به حرمت نگاه تو باز داره بارون میزنه
بارون میاد یاد تورو برای من تازه کنه
میاد تا یک بار دیگه عشقتو اندازه کنه
بارون میاد زنده کنه خاطره های عاشقی
میاد تا یادم بیاره تو عاشق شقایقی
میاد تا یاد من نره شعرای عاشقونمون
نوازش دستای تو تو اوج اوج آسمون
بارون میاد سراغتو دوباره از من میگیره
میاد برای باریدن از تو اجازه بگیره
بارون میاد تا دوباره مخمل موتو بو کنه
میاد برا ناز چشات هرچی که داره رو کنه
میاد ولی نمیدونه مسافری از شهر ما
مبارکه خونه نو عزیز خوب قصه ها
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 9:15  توسط عاشق
|
حالا من موندم بی اون تنها....

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:58  توسط عاشق
|
تا ابد زندونیه چشمای روشن توام......
دل من امشب بازم عجیب هواش بارونی بود
می دونی دلم یه چند وقتی توی شهر چشات زندونی بود
من همه دار و ندارم رو به پای تو دادم
الانم جز دل تنهام دیگه چیزی ندارم
باشه این دلم برای ناز چشمات قربونی
جونمم فدای تو باز اگه قابل بدونی
تو که می خوای بری و دیگه کنارم نمونی
پس چرا تو گوش من قصه عشق و می خونی
آخ که این دل تموم غصه دنیا رو داره
روی دوش من خسته من تنها می ذاره
فکر نکن بعد تو من خاطره ها یادم میره
به خدا وقتی بری دل بی تو صد بار میمیره
کاش می شد نامه میدادی و میگفتی یادمی
کاش که من ندیده بودم با کس دیگه میری
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:59  توسط عاشق
|
رفتی و با رفتنت خوشبختیمو دزدیدی.ولی هنوز عاشقانه ترین ترانه مال منه...

شب رفتنت دلم رفت پیش چشمایی که خیسن
پیش شاعرا که دائم از مسافر می نویسن
شب رفتن تو دیدم خیلیه غمهای شاعر
روی شیشمون نوشتم میشینم به پات مسافر
مریم
+ نوشته شده در پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 4:3  توسط عاشق
|